این جا را دوست دارم... معدود کسانی که اینجا را میخوانند اسم من را نمیدانند... جز یکی دو نفر کسی منِ این وبلاگ را نمیشناسد... و این به من امکان میدهد با آزادی بیشتری از خودم بنویسم... و با خودم کلنجار بروم... و لایهای از خودم را لمس کنم که دوستترش دارم...
اینجا را دوست دارم... برای خاطر تمام روزهایی که گذشته... برای خاطر آشفتگیهایی که تجربه کردهام... و حسهای قشنگ و تلخی که وقت نوشتن متنهای اینجا به من دست داده... همین هم باعث میشود که در سن و سالی که بهقاعده دوران هیجان باید گذشته باشد... وقتی میآیم اینجا حس برگشتن به خانهی پدری به من دست بدهد... خانهای که پر از هیاهو و خاطره و بغض و لبخند است...
اینجا رادوست دارم برای خاطر بانو... برای خاطر عزیز و قشنگ بانو... حتا اگر نباشد... حتا اگر احساس کنم که این راهِ بینهایتِ پیشِ رو بی او باید طی شود... اینجا را من برای حرف زدنِ گاه و بیگاه با بانو بنا کردم... برای گله ها و شکوه های گاه و بی گاه با او...وچیزی که برای بانو بنا شده باشد بیحساب عزیز است...
برچسب:
نویسنده: پویا دادخواه